به کلبه درویشی من خوش اومدین
بندر انزلی
به تو می اندیشم به تو می اندیشم و رها می شوم از هر انچه زنجیر ناپیداست بر بالهای ارزویم. به تو می اندیشم وجودم شوق وجودت را لبریز می سازد در استانه ی حنجره ام...به تو می اندیشم بار الهی معشوق جاودانه...معبود هجران دیده...به تو می اندیشم روحم با حلاوتی پر نشاط در هم می امیزد خدایم خدایم...جاری می شوم در لفاف نرم و ارام مواج یادت شکوه نگاهت خرد می کند شکنندگی استخوانهای این جسم نحیف را به تو می اندیشم و از همیشه بهترم به توکه می اندیشم گوئی در جهانی دیگرم.
| قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا |



