به کلبه درویشی من خوش اومدین
بندر انزلی
ای ستاره ای که پیش دیده ی منی ! هر کجا ، به هر که می رسی خنجری میان مشت خود نهفته ست پشت هر شکوفه ی تبسمی خار جانگزای حیله ای شکفته ست! آن که با تو می زند صلای مهر ، گر چراغ روشنی به راه توست ، ای ستاره ما سلام مان بهانه است عشق مان دروغ جاودانه ست . در زمین زبان حق بریده اند حق ، زبان تازیانه است. وان که با تو صادقانه درد دل کند های های گریه ی شبانه است ! ای ستاره، ای ستاره ی غریب ! پس چرا به داد ما نمی رسد ؟ ما صدای گریه مان به آسمان رسید از خدا چرا صدا نمی رسد ؟
باورت نمی شود که : در زمین
جز به فکر غارت دل تو نیست.
چشم گرگ جاودان گرسنه ای ست!
ما اگر ز خاطر خدا نرفته ایم ؟ نوشته شده در | ساعت
| توسط رسول| |
| قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا |



