به کلبه درویشی من خوش اومدین
بندر انزلی
آبي تر از آنم كه بيرنگ بميرم... از شيشه نبودم كه با سنگ بميرم... من آمده بودم كه تا مرز رسيدن... همراه تو فرسنگ به فرسنگ بميرم ... تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبم.... شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميرم...
نوشته شده در | ساعت
| توسط رسول| |
| قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا |


