به کلبه درویشی من خوش اومدین
بندر انزلی
من میدونم که روزی خواهم مرد ، پس مرا در خاک می گذاريد من رو در تابوت سیاهی بگذارید تا همه بدونند که سیاه بخت بودام چشمان من رو باز بگذارید ، تا تمامی جهان بدونند که چشم انتظار از این دنیا رفته ام دستم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدونند که من چیزی از این دنیای پر از نفرت همراهم نبرده ام و در آخر یک پارچه سیاه بر تابوتم بکشید ، تا همگان بدونند هر چه ظلمت بود کشیدم
نوشته شده در | ساعت
| توسط رسول| |
| قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا |



