به کلبه درویشی من خوش اومدین
بندر انزلی
وقتی که می رفتیم با پایه پیاده گفتی فقط یادت باشه یه دوستیه ساده ساده ساده هیچ حسی نباشه هیچ عشقی نباشه یه روز خواستیم جدا بشیم بریم خیلی ساده این بارونه چشمام تمومی نداره آخه دلم برای تو یه بی قراره قراره قراره گفتی نمی خوامت عاشقت نمی شم گریه هاتم دیگه برام فایده نداره دیدی که عاشقت کردم خودت گفتی که فکر نمی کردم اینجوری عاشقت بشم ولی دیدی که عاشقت کردم اما من واسه تو می مردم دوستم نداشتی غصه می خوردم آخرش دله تو رو بردم آخرش دله تو رو بردم گفتی من و می خوای چیکار تنها برو هر جا می خوای برو وقتی که می رفتیم با پایه پیاده گفتی فقط یادت باشه یه دوستیه ساده ساده ساده هیچ حسی نباشه هیچ عشقی نباشه یه روز خواستیم جدا بشیم بریم خیلی ساده واسه تو می مردم غصه تو می خوردم یواشکی عکستو با خودم می بردم می بردم تا صبح می نشستم کنار عکست بیدار می موندم غصه تو می خوردم دیدی که عاشقت کردم خودت گفتی که فکر نمی کردم اینجوری عاشقت بشم ولی دیدی که عاشقت کردم اما من واسه تو می مردم دوستم نداشتی غصه می خوردم آخرش دله تو رو بردم آخرش دله تو رو بردم گفتی من و می خوای چیکار تنها برو هر جا می خوای برو 
| قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا |



