به کلبه درویشی من خوش اومدین
انزلی شهر خاطره هام
to fall in love to laugh until it hurts your stomach to find mails by the thousands when you return from a vacation to go for a vacation to some pretty place to listen to your favorite song in the radio to go to bed and to listen while it rains outside to leave the shower and find that the towel is warm to clear your last exam to receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to to find money in a pant that you haven't used since last year to laugh at yourself looking at mirror, making faces calls at midnight that last for hours to laugh without a reason to accidentally hear somebody say something good about you to wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours to hear a song that makes you remember a special person to be part of a team to watch the sunset from the hill top to make new friends to feel butterflies! in the stomach every time that you see that person to pass time with your best friends to see people that you like, feeling happy see an old friend again and to feel that the things have not changed to take an evening walk along the beach to have somebody tell you that he/she loves you remembering stupid things done with stupid friends. to laugh, laugh, and ... laugh these are the best moments of life let us learn to cherish them "life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed" **************************************** وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه كردن به تو نشون میده "چارلی چاپلین" خوب
عرض شود که بلاخره بعد از کلی تحقیق و تفحص من اون کسی رو که میتونم بهش
تکیه کنم و ازش انرژی بگیرم و خیلی چیزای دیگه پیدا کردم . البته از اولشم
بود ولی من دیوونه حواسم نبود یعنی یه جورایی چشمام کور بود و نمیدیدمش
خلاصه اینکه من عاشق شدم بدجوریم عاشق شدم... عشق تازه آخرین عشق من است عشق تازه بهترین عشق من است عشق تازه کعبه و معبود ماست عشق تازه پاد زهر غصه هاست عشق تازه مهربان و بی ریاست عشق تازه یک نفر هست و خداست ای خدا ای آخرین محبوب من ای خدا ای برترین معشوق من ای خدا ای محرم اسرار دل ای خدا ای همدم و غمخوار دل بارلاها عاشقت غرق گناه است ، ببخش شرمسار و روسیاه است ، ببخش در مقام چاه زشتی و خطا بنده ات در ته چاه است ، ببخش بارلاها این دلم بیمار بود زندگی در پیش رویم تار بود تیر شیطان چشم من را کور کرد دیو احساسم مرا مجبور کرد من که گم بودم در این دنیای تار گمترم کرد و مرا منفور کرد بارلاها غرق خون بودم که پیدا کردمت در لب مرز جنون بودم که پیدا کردمت یا رب اکنون که تو دلدار منی روشنی بخش شب تار منی غصه و ماتم دگر جایی ندارد در دلم مثل باران بهاری عشق میبارد در دلم بارلاها قدرتم ده عاشق مهرت بمانم تا ابد 
عاشق شدن
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی
از حموم که اومدی بیرون ببینی حوله ات گرمه
آخرین امتحانت رو پاس کنی
کسی که معمولا زیاد نمیبینیش ولی دلت میخواد ببینیش بهت تلفن کنه
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمیکردی پول پیدا کنی
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه
بدون دلیل بخندی
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف میکنه
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم میتونی بخوابی
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما میاره
عضو یک تیم باشی
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی
دوستای جدید پیدا کنی
وقتی اونو میبینی دلت هری بریزه پایین
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینی و ببینی که فرقی نکرده
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی
یکی رو داشته باشی که بدونی دوستت داره
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ... باز هم بخندی
اینها بهترین لحظههای زندگی هستند
قدرشون رو بدونیم
زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کرد بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد"
تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده ...
| قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا |


