تبليغاتX
به کلبه درویشی من خوش اومدین


به کلبه درویشی من خوش اومدین

انزلی شهر خاطره هام

تو رفتی ولی اگه یه روز چشمات پر از اشک شد و دنباله شونه ای گشتی تا گریه کنی صدام کن

  قول نمیدم اشک های تو رو پاک کنم ، منم باهات گریه میکنم .

 اگه دنبال مجسمه سکوتی گشتی تا سرش داد بزنی صدام کن ، قول میدم ساکت بمونم .

 اگه دنبال خرابه ای گشتی تا نفرت رو در اون دفن کنی صدام کن ، قلبم تنها خرابه وجود توست .

 اگه یه روز صدات کردم که بهت نیاز دارم ، بهم نگو کجایی ، فقط یه لحظه چشماتو ببند و به من فکر کن

نوشته شده در | ساعت | توسط رسول| |

اونقدر ازت بدم میاد که اندازه نداره

تمام عشق من تبدیل به نفرت شد . خودت اینو می خواستی مگه نه ...

حالا تو با اون خوشبختی مگه نه ؟ همیشه خوشبختی تو رو می خواستم اما حالا دلم می خواد خورد شدن تو رو ببینم.

می خوام بینم که از این همه ظلم به من پشیمونی .

خیلی نا مردی کردی آقا پسر . با اون حرفات بد دل منو شکستی .

من تو رو تا بی نهایت می پرستیدم ولی هرگز نفهمیدی

                                  التماست کردم و در خود شکستم غرورمو باز هم نفهمیدی

نوشته شده در | ساعت | توسط رسول| |

 

واسه گم شدن تو رويا نمي خوام با تو بمونم

خاطره هامونو امشب با دقايق مي سوزونم

يه روزي به خاطره تو روي شب ها پا گذاشتم

اون روزا هيچ چيزی رو قد نگاهت دوست نداشتم

تو چشات يه غزل بود يه غزل جنس ترانه

تپش قلبه من و تو مي سرودش عاشقانه

دل اين عاشق تبارو يه روزي آسون شكستي

چشماتو به روي عشق و روي مهربوني بستي

هر چي مهربوني كردم تو شدي نامهربون تر

واسه اين شهرزاد عا شق تو شدي غريبه آخر

اون كسي كه عاشقت بود تو رو ديگه دوست نداره

واسه دل بريدن از تو لحظه ها رو مي شمارم.....

نوشته شده در | ساعت | توسط رسول| |

اگرزنده اي،به خاط اين است كه هنوز به آنجا كه بايد باشي ، نرسيده اي .


هر روز با خود بگو ، امروز هر خطايي مجاز و بخشوده خواهد بود . امروز روز لذت بردن از زندگي ست
.

قلب من ، هرگز تو را محكوم و نقد نمي كنم ، و نيز هرگز از آنچه مي گويي شرمنده نمي شوم . زيرا مي دانم كه تو كودك محبوب خداوندي و او در تابشي شكوهمند و عاشقانه از تو محافظت مي كند
.
قلب من ، به تو ايمان دارم . ايمان دارم كه عشقت را با هر آنكس كه نيازمند يا سزاوارش باشد سهيم مي شوي
.

دو نوع خدا وجود دارد : خدايي كه هراسيدن از او را آموخته ايم ، خدايي كه از عطوفت با ما سخن مي گويد
.
خدايي كه ما را زير بار گناهانمان خرد مي كند ، و خدايي كه با عشق خويش ما را آزاد مي سازد
.

عشق هميشه هست . حتي زماني كه احساس مي كنيم بي فايده ايم ، هنوز مي توانيم عشق بورزيم ـ بدون توقع پاداش ، جبران يا تشكر . اگر بتوانيم چنين كنيم ، كارمايه ي عشق شروع مي كند به تغيير دادن كيهان پيرامون ما . وقتي اين كارمايه ظاهر مي شود ، همواره مي تواند كار خود را انجام دهد .

نوشته شده در | ساعت | توسط رسول| |


قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا