|
وقتی.. ستمگر تو را اسیر میکند .. + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
سرم درد میکنه.صدای موسیقی رو تا آخرین حد بلند کردم.خونه داره میلرزه.منم دارم میلرزم.نمیدونم از سرما دارم میلرزم یا از اضطراب.بلند میشم میرم کولرو خاموش میکنم.سرم سنگین شده.انگار همهء دنیا دور سرم میچرخه.دارم لورینا گوش میدم. برام مهم نیست که بهم میخندن.مهم نیست که درباره م چی میگن.من از دنیای بدون عشق متنفرم.از آدمایی که مثل ماشین از کنار هم عبور میکنن،از روی عادت به هم سلام میکنن،از روی عادت میخندن،از روی عادت زندگی میکنن متنفرم. من می خواهم بمییییییییییییییییییییییییییییییییییییرم + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
دوست دارم بنویسم ولی نمی دونم درمورد چی بنویسم از کجا شروع کنم کجا بنویسم چرا بنویسم می خوام حرف بزنم ولی نمی دونم با کی حرف بزنم در مورد چی حرف بزنم از کجا بگم کی بگم چطور بگم چرا بگم چقدر بگم می خوام شعر بخونم ولی نمی دونم چی بخونم شعر کی را بخوانم می خوام آواز بخونم ولی نمی دونم بلند بخونم یا زمزمه کنم می خوام گریه کنم ولی نمی دونم برای کی یا چی گریه کنم می خوام سفر کنم ولی نمی دونم کجا برم طولانی برم یا کوتاه برم می خوام ولی نمی دونم چی می خوام دوست دارم ولی نمی دونم چی دوست دارم خوشم می آد ولی نمی دونم از چی خوشم می آد عجیبه نه ولی باور کنید اینجوری شدم البته بعضی وقتا اینجوری میشم نمی دونم چرا. وقتی خیلی دلم می گیره اینجوری می شم وقتی می خوام حرف بزنم هنوز شروع نشدم بهم می گن چقدر حرف میزنی کمتر حرف بزن بابا منم دل دارم دوست دارم حرف بزنم دوست دارم حرفامو گوش کنن دوست دارم بعضی وقتا داد بزنم دوست دارم بعضی وقتا آواز بخونم با صدای بلند دوست دارم بعضی وقتا زمزمه کنم دوست دارم بعضی وقتا بنویسم دوست دارم نوشته هامو بخونن دوست دارم .......
واقعا نمی دونم چیکار کنم گیج شدم و خسته از این دنیا مزخرف که پول شده همه چیه مردم ... + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
عشق یعنی خاطرات بی غبار دفتری از شعر و از عطر بهار
عشق یعنی یك تمنا , یك نیاز زمزمه از عاشقی با سوز و ساز
عشق یعنی چشم خیس مست او زیر باران دست تو در دست او
عشق یعنی ماتحب از یك نگاه غرق در گلبوسه تا وقت پگاه
عشق یعنی عطر خجلت شورعشق گرمی دست تو در آغوش عشق
عشق یعنی "بی تو هرگز ...پس بمان " تا سحر از عاشقی با او بخوان
عشق یعنی هر چه داری نیم كن از برایش قلب خود تقدیم كن + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
خیلی سخته که بغض داشته باشی اما نخوای کسی بفهمه .. خیلی سخته عزیزترین کست ازت بخواد که فراموشش کنی .. خیلی سخته که سالگرد اشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری . . . . خیلی سخته که روز تولدت همه بهت تبریک بگن جز اونی که فکر می کنی بخاطرش زنده ای..... خیلی سخته که غرورت رو بخاطر یک نفر بشکنی ولی بعدش بفهمی که دوستت نداره !!!!!!!!! + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
تو رفتی ولی اگه یه روز چشمات پر از اشک شد و دنباله شونه ای گشتی تا گریه کنی صدام کن قول نمیدم اشک های تو رو پاک کنم ، منم باهات گریه میکنم . اگه دنبال مجسمه سکوتی گشتی تا سرش داد بزنی صدام کن ، قول میدم ساکت بمونم . اگه دنبال خرابه ای گشتی تا نفرت رو در اون دفن کنی صدام کن ، قلبم تنها خرابه وجود توست . اگه یه روز صدات کردم که بهت نیاز دارم ، بهم نگو کجایی ، فقط یه لحظه چشماتو ببند و به من فکر کن + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
اونقدر ازت بدم میاد که اندازه نداره
تمام عشق من تبدیل به نفرت شد . خودت اینو می خواستی مگه نه ... حالا تو با اون خوشبختی مگه نه ؟ همیشه خوشبختی تو رو می خواستم اما حالا دلم می خواد خورد شدن تو رو ببینم. می خوام بینم که از این همه ظلم به من پشیمونی . خیلی نا مردی کردی آقا پسر . با اون حرفات بد دل منو شکستی . من تو رو تا بی نهایت می پرستیدم ولی هرگز نفهمیدی التماست کردم و در خود شکستم غرورمو باز هم نفهمیدی + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
واسه گم شدن تو رويا نمي خوام با تو بمونم خاطره هامونو امشب با دقايق مي سوزونم يه روزي به خاطره تو روي شب ها پا گذاشتم اون روزا هيچ چيزی رو قد نگاهت دوست نداشتم تو چشات يه غزل بود يه غزل جنس ترانه تپش قلبه من و تو مي سرودش عاشقانه دل اين عاشق تبارو يه روزي آسون شكستي چشماتو به روي عشق و روي مهربوني بستي هر چي مهربوني كردم تو شدي نامهربون تر واسه اين شهرزاد عا شق تو شدي غريبه آخر اون كسي كه عاشقت بود تو رو ديگه دوست نداره واسه دل بريدن از تو لحظه ها رو مي شمارم..... + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
اگرزنده اي،به خاط اين است كه هنوز به آنجا كه بايد باشي ، نرسيده اي . + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
باشه تا مجبور نشی واسه جا شدن تو قلبش خودت رو کوچیک کنی... + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
من زندگي را براي عشق مي خواهم مي خواهم تا ابد عاشق بمانم مي خواهم براي عشق بخندم و برايش گريه كنم مي خواهم با عشق به خدايم برسم مي خواهم عشق را ثابت كنم مي خواهم براي عشق بميرم مي خواهم براي تو بميرم + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
بنام یگانه نوازنده’ گیتار قلبم از زندگی هر آنچه لیاقتش را داریم به ما می رسد نه آنچه آرزویش را داریم دنیا را بد ساخته اند.........
کسی را که دوست داری،تورادوست نمی دارد. کسی که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمی داری
اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است . زندگی یعنی این
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
روزي از گورستاني مي گذشتم روي تخته سنگي نوشته اي يافتم . نوشته بود اگر جواني عاشق شد چه كند؟ " من هم زير آن نوشتم: " صبر " براي بار دوم كه از آنجا گذر كردم زير نوشته ي من كسي نوشته بود: " اگر صبر نداشته باشد چه كند؟ " من هم با بي حوصلگي نوشتم: "مرگ" براي بار سوم كه از آنجا عبور مي كردم انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد اما زير تخته سنگ ، جواني را مرده يافتم
ادامه مطلب + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من كه خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد ... + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
ما رو باش خيال مي کرديم هميشه يکي روداريم يکي که به وقت گريه سر رو شونه هاش بذاريم ما رو باش خيال مي کرديم که يکي به فکرمون هست ميون اين همه وحشت توي اين کوچه بن بست ما رو باش دل به کي بستيم چشم به راه کي نشستيم ما که واسه خاطر تو قرق ماهو شکستيم وقتي خورشيد حقيقت از خواب قصه برآشفت تازه فهميدم چه آسون چشم تو به من دروغ گفت هاج و واج رد نگاتو به گلاي قالي دوختي بگو اون همه عشقو به چه قيمتي فروختي؟ تو به فکر من نبودي توي گرگ ومیش + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
يکي بود و يکي نبود، اوني که بود تو بودي و اوني که نبود من بودم ! + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
شوق زندگی در رگهایمان جاریست هر چند گه گاه سرد می شود از جوشش مهربانی های ناکرده زیاد است هر چند دستانمان را زنجیر غرور و قلبمان را محبوس خود خواهی کرده باشیم.شکرانه ها بسیارند برای سجود ببینیم و نبندیم چشمهایمان را روی انوار شاد و گرم افتاب هر روز + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
ای ستاره ای که پیش دیده ی منی ! هر کجا ، به هر که می رسی خنجری میان مشت خود نهفته ست پشت هر شکوفه ی تبسمی خار جانگزای حیله ای شکفته ست! آن که با تو می زند صلای مهر ، گر چراغ روشنی به راه توست ، ای ستاره ما سلام مان بهانه است عشق مان دروغ جاودانه ست . در زمین زبان حق بریده اند حق ، زبان تازیانه است. وان که با تو صادقانه درد دل کند های های گریه ی شبانه است ! ای ستاره، ای ستاره ی غریب ! پس چرا به داد ما نمی رسد ؟ ما صدای گریه مان به آسمان رسید از خدا چرا صدا نمی رسد ؟ + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
زندگی همیشه اسان نیست هیچ کس وعده + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
دل مي گيرد و ميميرد و هيچ کس سراغي ز آن نمي گيرد. ادعاي خدا پرستيمان دنيا را سياه کرده ولي ياد نداريم چرا خلق شديم. غرورمان را بيش از ايمان باور داريم.....
حقيقت انسان به آن چه اظهار ميکند نيست بلکه حقيقت او نهفته در آن چيزي است که از اظهار آن عاجز است بنابراين اگر خواستي او را بشناسي نه به گفته هايش بلکه به ناگفته هايش گوش فرا بسپار... + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
آبي تر از آنم كه بيرنگ بميرم... از شيشه نبودم كه با سنگ بميرم... من آمده بودم كه تا مرز رسيدن... همراه تو فرسنگ به فرسنگ بميرم ... تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبم.... شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميرم... + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
من میدونم که روزی خواهم مرد ، پس مرا در خاک می گذاريد من رو در تابوت سیاهی بگذارید تا همه بدونند که سیاه بخت بودام چشمان من رو باز بگذارید ، تا تمامی جهان بدونند که چشم انتظار از این دنیا رفته ام دستم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدونند که من چیزی از این دنیای پر از نفرت همراهم نبرده ام و در آخر یک پارچه سیاه بر تابوتم بکشید ، تا همگان بدونند هر چه ظلمت بود کشیدم + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
دلم گرفته ای خدا دنیا برام یه زندونه ببین تو این دنیای تو کسی با من نمی مونه می خوام بگم خسته شدم از این همه غریبه ها چرا نمی شه من بیام پیشه تو ای خدا خدا به من می گفت دوستم داره اما حالا می گه برو دیگه حالا تنها شدم دلم گرفته ای خدا کاشکی می شد بهت بگم که من چقدر دوستش دارم اما نمی دونم چرا اون دیگه دوستم نداره می گه که من دوست دارم این کارا واسه خودته نمی خوام این محبت که با یه دنیا غم باشه دیشب تا صبح زار می زدم چرا که این طوری شده حالا می خوام من بمیرم که شاید تورو ببینم + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
سال من ، سال اشک ، سال شب ، سال سخت سال تو ، سال لبخند ، سال خورشید ، سال وقت سال ما ، سال صبر، سال گرم، سال گریه ، سال شبانه های بی تو، سال انتظار، سال محبت، سال دوری ، سال زيباترين لحظات، سال شب گریه های من ، سال نیاز، سال دعا، سال مهر ... سالی که گذشت، از برای ما گذشت. برای من که پرستیدم ، برای تو که نفس دادی ، من که گرم شدم ، تو که امید دادی ، من که گم شدم در چشمانت ، تو که پیدایم کردی با عشقت .... سالی که برای من و تو گذشت... از تیری که به قلبم روانه کردی آغاز شد و با مرداد دستهایت گرمتر شد. شهریور چشمانت مرا به اوج کشاند و مهر وجودت خزان را زیباترین فصل زندیگم کرد. با سخنان عاشقانه ات، شبهایم را گرم و آبانی کردی و نسیم بادپای آذرت پیک بوسه هامان شد. لطافت برفهای دیماه را با سکوت دلنشینت به من دادی و بهمن عشق آتشینت را بر سرم ریختی و به آتشم کشیدی. اسفندت را به من بخشیدی تا طلوع کنم و اسفندی باشم برای تو.. فروردین وجودت مرا از نو تازه کرد و اردیبهشت نگاهت قلبم را گرما داد و خرداد تنت فاصله هارا گذراند و مرا به آتش کشید. و اینک ما از نو آغاز می شویم... آغازی دگرگونه و زیباتر... + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
وقتی که می رفتیم با پایه پیاده گفتی فقط یادت باشه یه دوستیه ساده ساده ساده هیچ حسی نباشه هیچ عشقی نباشه یه روز خواستیم جدا بشیم بریم خیلی ساده این بارونه چشمام تمومی نداره آخه دلم برای تو یه بی قراره قراره قراره گفتی نمی خوامت عاشقت نمی شم گریه هاتم دیگه برام فایده نداره دیدی که عاشقت کردم خودت گفتی که فکر نمی کردم اینجوری عاشقت بشم ولی دیدی که عاشقت کردم اما من واسه تو می مردم دوستم نداشتی غصه می خوردم آخرش دله تو رو بردم آخرش دله تو رو بردم گفتی من و می خوای چیکار تنها برو هر جا می خوای برو وقتی که می رفتیم با پایه پیاده گفتی فقط یادت باشه یه دوستیه ساده ساده ساده هیچ حسی نباشه هیچ عشقی نباشه یه روز خواستیم جدا بشیم بریم خیلی ساده واسه تو می مردم غصه تو می خوردم یواشکی عکستو با خودم می بردم می بردم تا صبح می نشستم کنار عکست بیدار می موندم غصه تو می خوردم دیدی که عاشقت کردم خودت گفتی که فکر نمی کردم اینجوری عاشقت بشم ولی دیدی که عاشقت کردم اما من واسه تو می مردم دوستم نداشتی غصه می خوردم آخرش دله تو رو بردم آخرش دله تو رو بردم گفتی من و می خوای چیکار تنها برو هر جا می خوای برو + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
تا حالا احساس کردی داری از درون می سوزی ولی این سوختن بدون دود و آتش است یعنی کسی اونو نمی بینه تا اینجا زیاد بد نیست میشه تحمل کرد ولی اگر این سوختن آنقدر ادامه پیدا کنه که احساس کنی دیگه درونت هیچی نمونده و آدم کاغذی شدی یعنی به تلنگری بندی تا فرو بریزی... . باز این هم زیاد بد نیست اما اگه تو این حال باشی و فقط و فقط خودت این را بدونی و کسی نباشه که بدونه و درکت کنه اون موقع است که داغون می شی اون موقع است که فکرت کار نمی کنه اون موقع است که دیگه دلیلی واسه زندگی نداری. زندگی اینه ؟ من نمی خوامش + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
دل سوخته تر از همه سوختگانم + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
يک بار براي ديدن دريا قدم به ساحل گذاشتي... اما امواج دريا هزاران بار براي بوسيدن قدمگاهت تا روي ساحل پيش آمدند. دلم برات تنگ ميشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه ميزنم + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
آنكه مي گويد دوستت مي دارم خنياگر غمگيني است كه آوازه اش را از دست داده اي كاش عشق را زبان سخن بود هزار كاكلي شاد در چشمان توست هزار قناري خاموش در گلوي من . عشق را اي كاش زبان سخن بود آنكه مي گويد دوستت دارم دل اندوهگين شبي ست كه مهتابش را مي جويد . اي كاش عشق را زبان سخن بود هزار آفتاب خندان در خرام تو هزار ستاره ي گريان در تمناي من. عشق را كاش زبان سخن بود... + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÊæÓØ رسول |
|
| ||||||